زنگ زدم اما شمارش روعوض کرده بود.
احتمالا اینجا دیگه فقط درباره ی فیلم هایی که دیدم مینویسم و دستور غذاهایی که پیدا می کنم رو ترجمه می کنم واستون. به این نتیجه رسیدم که به این دو مقوله خیلی علاقه دارم. 
اها راستی یه چیز خیلی جالب این وروجک نوشته بخونینش درباره ی رابطه ی ببخشید معذرت می خوام بیرون آمدن باد و لایه ی ازن هستش. منکه مردم از خنده.
امروز می خوام به یه روست قدیمی رنگ بزنم. دعا کنید که شمارش رو عوض نکرده باشه. 
همین اولش بگم اگه فقط وقت اضافه ی زیادی داشتین ببینینش. داستان یه خانم دکتر هستش با بازی Uma Thurma که یه نامزد داره (Colin Firth).
این دکتر خانم یه برنامه ی رادیویی داره به اسم Real Love که به بقیه مشاوره میده. یه روز یه خانمه زنگ می زنه و درباره ی رابطش میگه با پتریک با بازی Jeffrey Dean Morgan که به خاطر توصیه دکتر رابطش رو قطع می کنه باش. بعد این پتریک آقای fire fighter (ببخشیدا من شغلش رو ترسیدم اشتباه بنویسم بم بخندین)، می گفتم پتریک که عصبانی میشه میره با هک کردن یه marriage certificate درست میکنه که این دوتا با هم ازدواج کردن و وقتی خانم دکتر با نامردشون میرن که یه وقت بیگیرن آقا رو بدبخت کنن (نامزد مربوطه رو عرض می کنم) میگن بش که قبلا ازدواج کردی.
بعد این خانم که خودش رو دکتر می نامد میره که آقاشون رو پیدا کنه و هم رو پیدا می کنن و به قول خودشون عاشق می شن و ازدواج می کنن و بچه دار هم می شن.

معرفی میکنم: این خانم مون خانم به اصطلاح دکتر هستن. عرض می کنم خدمتتون بعدا.
سمت چپ آقای بی خانمان و آس و پا هستن درس هم نخوندن بعد ای خانم دکتر این رو ترجیح میده به نامزد متشخصشون.
سمت راس هم همون آخای نامزدهستن که خودش روز عروسیشون به عروس خانم میگه که اگه اون آس و پاس رو دوست داری برو پیشش 
١.این فیلم یه بد آموزی که داره اینه که میگه اگه دو نفر هیچ سنخیتی به هم نداشته باشن هم اگه عشق واقعی داشه باشن با هم میسازن. یه حرف چرند.
٢. در هر حال فکر می کنم اگه این فیلم رو بم بدن بعد بگن اینو میبینی یا یه فیلم ایرانی رو همین رو انتخاب می کنم. اما اگه بشه یهانتخاب دیگه داشته باشم نمی بینمش.
٣. من یه سوال پرسیدم بمیرم که چقدر هم جواب دادین درباره ی عکس ، فهمیدم که به جای تایید، انصراف رو کلیک می کردم. چرا می خندی خوب؟ 
وقتی رفت تازه فهمیدم چی شد. دقیقا وقتی ماشین از کوچه رفت بیرون. انگار تازه از خواب بیدار شدم.
خیلی وقتها شده که ثانیه های زیادی رو از دست دادم اما اینبار یه جور دیگه بود. اینبار دیدم که ثانیه های زیادی بوده تو زندگیم که بگم دوسش دارم و نگفتم. حس کردم قلبم فشرده شد. چرا در آغوشش نگرفتم. اونقدر محکم که اون منو بغل کرده بود چرا بغلش نکردم؟
هنوز دقیقه ای نشده بود که دور شده بود اما دلم هواش رو کرده بود. نمی خواستم بره. هیچ وقت این حس رو نداشتم. اینبار فرق داشت. می خواستم بگم نرو یا منم ببر. می خواستم... . اما دیگه دیر شده بود. میدونم لحظه ای رو از دست دادم که تا سال دیگه نخواهم داشتش.
فقط کاش میشد به اون لحظه خداحافظی برگردم که تو منو در آغوشت فرو می بردی و اشکت رو می خوردی و من، من به زخم انگشتم نگاه می کردم و تا به خودم اومدم چراغ ماشینی رو دیدم که تو سیاهی شب گم شد، و من از خواب بیدار شدم. آه... چرا من مامانم رو بغل نکردم؟چرا بوی تنش رو تو ذهنم موندگار نکردم؟
آخ.... باز دیر جنبیدم. برگرد فقط برای یه لحظه در آغوش گرفتن.
یه اخلاق گ.هی که دارم اینه که وقتی میبینم یکی داره با حرفاش یکی دیگه رو خراب میکنه نمی تونم مثل بز وایسم و نگاه کنم. حالا همیشه هم این اخلاقم گند زده به همه چیزا. همیشه هم به خودم میگم بابا یه ذره این دهنو بسته نگه دار. آخه اونم میاد اینجور مواقع از تو طرفداری کنه؟ حالا نه اینکه فکر کنین بچه ی خوش ذاتی هستما. نه چندان. اما از رفتارهایی که همچین طرفو می کوبونن زمین و خوردش می کنن و یه لگدم روش اصلا تو کتم نمی ره. اصلا هم نمی تونم پله هام رو روی شکسته های یکی دیگه بذارم. دیروزم اینجوری شد.
اینو ولش کن. اون روز که اون فیلم رو دیدم خسابی کار دستم داد. یه روز کامل رو که منو لیلی خانم مهمون رستورانهای مختلف بودیم. ساندویچ و پیتزا رو خوردیم و یه دعایی هم برای اوناییکه درستشون کردن کردیم. بعد هم راضی نشدم دلم میگو پلو خواست. اینو تو اینترنت پیدا کردم. خوشمزه میشه. درستش کنین.
میگو ریز و درشت (اینو نوشته بود واسه تزیین نخواستین درشت نریزین)
کرفس
قرص آب مرغ
coriander شرمنده اخلاق ورزشی این یا جعفری یا اون یکی که شبیه جعفریه. (نمی دونم چرا عکس رو نمیاره؟!!!) اینم واسه تزیین هستش نخواستین نریزین.
فیله ی ماهی یا crab که فکر نکنم با این یکی میونه ی خوبی داشته باشین
گوجه (میتونین can رو بگیرین یا خودتون خوردش کنین آها اصلا رب گوجه هم می تونین استفاده کنین اما با خود گوجه خوشمزه تر)
فلفل دلمه
نمک و فلفل و یه ذره چیلی پودر و زردچوبه و پیاز و سیر.
پیاز رو خورد کنین و سرخ کنین. بعدادویه ها رو بریزین بعد میگو. بذارین بمونه بعد فیله ی ماهی یا crab رو اضافه کنین که من دومی رو انتخاب کردم. من خودم غذای دریایی رو یه ذره خام دوست دارم اما خوب هر دوشون هم زود آماده میشه.
بعد فلفل دلمه رو بریزین تا یه ذره بوش بره به خوردشون بعد گوجه. حالا قرص رو بذارین یه ذره آب بریزین و بذارین قل بزنه تا خوب گوجه ها رنگ بده به غذا.
برنج رو هم که خودتون استادین که درستش کنین. اونا رو بذارین بین لایه های پلو و دمش کنین. بعد خیلی خوشمزه هستش. بخورین حتما.
Ps. من چرا هر کار میکنم عکس رو نمیاره. پرشین جون چیزی رو عوض کرده؟ تیپ خواصی داره؟ چیه؟ من کلافه شدم.
دیشب این فیلم رو دیدم. اولش به نظرم خسته کننده اومد اما از اونجاییکه میدونستم درباره ی غذا هستش و منم شکمووووو! دیدمش. واقعا خجالت نکشیدن این فیلم سراسر پر از صخنه های دلخراش انواع غذاهای مختلف رو ساختن نمی گن یکی نصف شب این فیلم رو ببینه باید چی کار کنه؟ منم که این ویارم بالا گرفته بود هر چی رو که نشون میداد می خواستم وحشتناک.
یه فیلم احساساتی و گرم و شوخ و خوشمزه ... دیگه اون خوشمزش از همه مهمتره 
داستان فیلم هم از این قرار که:
جولی یه کارمند موقت یعنی یه منشی هستش که کارش رو دوست نداره یه بلاگ درست میکنه و توش یه count down میذاره و میگه که من تو این مدت که یه سال هستش ۵٢۴ تا از غذاهای جولیا رو درست میکنم و همه چیز رو توی اون بلاگ می نویسه. تو فیل هم داستان زندگی جولیا رو هم نشون میده. حالا یه چند تا چیز جالب توش بود که میگم:
یکیش این بود که بلاگ رو شوهرش کمکش کرد که درست کنه. اون وقت این مردهای ایرانی اگه بفهمن خوانوماشون بلاگ دارن دیگه خر بیار باقالی بار کن. (البته بعضیاشون ها)
بعد یکی دیگش این بود که شوهراشون چقدر ساپورتشون می کردن. حالا یه مرد ایرانی یه ذره غذاش دیر و زود بشه یا اصلا ببینه خانومه یه ذره داره پیشرفت میکنه زمین و آسمون رو جاشون رو عوض می کنه. (البته این هم بعضیاشون ها)
یکی دیگش هم این بود که خودشون چه پشتکاری داشتن. مثلا جولیا صبحا ساعت ۶:٣٠ بیدار بشه و ٧ کلاس آشپزی باشه بعد باز مثلا بیاد خونه و قد یه کوه پیاز خورد کنه که چی ؟ تمرین کنه که پیاز رو چه جور خورد کنه و یا جولی صبحا بره سر کار و عصر ها غذاهاش رو درست کنه و از این چیزا دیگه. هر کسی اینجوری نیستش دیگه.
بعد یه توصیه..... وقتی اگه خواستین این فیلم رو ببینین حتما چند تا خوراکیه مختلف کنار دستتون بذارین نیاز میشه
.
یه چیز دیگه..... من عاشق بازی Meryl Streep هستم که نقش جولیا رو بازی میکنه. واقعا بازیگر به این میگن نه بعضیا که خودشون و بازیگر میدونن 
باز یه چیز دیگه...... این آخریشه....... اون کسیکه نقش جولی رو بازی می کنه(Amy Adams) مثل خودشه.
یه دختر دارم ماه. خانم. هر چی از خانمیش بگم کم گفتم. بعد چقدر حرف گوش کن. اینقدر هم social بچم. اصلا هم که عشق ددر نیست که! اصلا م خودشو نمی کشه که بره بیرون مخصوصا وقتی میبینه که ما داریم میریم دنبال یه لقمه نون حلال کاملا درک میکنه که نمی تونه بیاد. اگه غذایی رو هم دوست نداشته باشه میخورتش. روشو که مثل پرنسسها بر نمی گردونه. با زور هم که میذاری تو دهنش پسش نمی ده بیرون.
حالا شما همه ی اینا رو برعکس کنید میشه لیلی ما. شیر رو ترجیح میده با کافی بخوره اما خوب شیر خالی هم میخوره. (گفتم خالی یاد یه گاو افتادم تو یه سریاله بودش که اسمش یادم نیست که خانم مهین ترابی بود میگفت" کماااااال) حالا همون. چی میگفتم؟ اها .
این لیلی خانم برنج رو هم دوست نداره اما میمیره واسه ماهی اونم از نوع ماهی تن.
وقتی هم بیرون میره دوست داره سرش از پنجره بیرون باشه. بعد اینقدر با دقت بیرون و آدمها رو نیگاه میکنه انگار داره به خودش میگه:
یادش به خیر! چقدر اینجا اومدم. ا ا اون پسره. صب کن صب کن. اینجا رو میشناسم. نه بابا فکر کردم آشناس. خوب برو برو اشتباه کردم. میگم اون آدرسه اینجا بودا. ببین ببین سمت راستو میگم. ای بابا رد کردی که.
این لیلی خانم ما یک سال و نیمش شده و یه پا خانمی شده واسه خودش که هرکی می بینتش عاشقش میشه.
Ps. لیلی خانم خونه ی ما یه Lhasa apso سفید هستش که خیلی دوسش داریم جمیعا.
پانیذ خیره شده به لیلی خوابالو.
دیشب یه عالمه نوشتم همش پرید 
یه چیز جالب من تولد این وبلاگم تو آبان خودم هم همینطور الان متوجه شدم. بعد یه چیز دیگه همیشه وقتی وبلاگهای بقیه رو می خوندم فکر می کردم که اون کسی که اینجا نوشته اصلا نمی دونه که منی که دارم اینجا رو می خونم کی هستم و چه جور دربارش فکر می کنم. حالا هم درباره ی خودم همینه.
تو رو میگم که میای به خونم و اینجا رو می خونی. نمی دونم کی هستی یا از کجا هستی اما خوشحالم که وقت میذاری واسم و بیشتر خوشحال میشم که نظرت رو واسم میگی. انگار که داری بام حرف میزنی گرچه هم رو نمیبینیم. میدونی (
) یه حس خوبی داره وقتی یه رابطه ای mutual باشه چی میگن؟ یعنی با هم باشه نه.... اها دوطرفه باشه.
دوست زیاد داشتم هنوز هم بشون سر میزنم اما ناشناس. میدونم اگه بیان اینجا شاید منو نشناسن (یا شاید گذرشون افتاد از نوشتنم بفهمن که من .... هستم) اما فقط خواستم بگم که گرچه اونا منو فراموش کردن و بعضیاشون که هر روز فدات شم از دهنشون نمی افتاد بدون اینکه خبری ازم بگیرن که چی شد رفتی اینجوری در عرض دو روز دیدم که لینکم پاک شده و یکیشون هم از سبک نوشتنم تا رفتم تقلید کرد اما فراموششون نکردم و دوسشون دارم هنوز.
اینجا هم دوست دارم دوستهای جدید پیدا کنم اما این دفعه اگه من یهو غیبم زد یه خبری بگیرین بد نیستا
دل یه بنده خدایی رو هم شاد کردین ثواب هم کردین.
خوب همین دیگه.
قربونتون. بوس.
پانیذ شوق دار.